جلسه چهارم : 30 / 7 / 1394

 نظامآموزشییک مجموعه پیچیده است که د ر آن اجزا ي  متشکله و زيرنظام ها به گونه ایسازمان یافته است تا دراثرتعامل مداوم هدف های ا زپیش تعیین شده را تحققبخشد اما امکان دارد که هدفهای نظام تحقق نیابند. نظام آموزشي نظامی است پویا وپیوسته در حال تحول . در این نظام، اولا انسان نه تنها ماده اولیه محسوبمی شود ثانیا استفاده کننده ازمحصول این نظام ومجری فعالیت های آن نيزمیباشد. بنابراین نظام آموزشي با پویایی خود می تواند در آرمان هایافراد، انتظارات گروه ها و نهاد های اجتماعی نيز تحول ایجاد نماید.

پس وروردی این سیستم انسان است، فرایند های اتفاق افتاده در آن هم در مورد انسان است، خروجی آن هم انسان است، و خروجی آن می تواند در دیگر سازمان ها هم تحول ایجاد کند و آرمان ها و تحولات مدنظر و چشم اندازهای جامعه هم می تواند بوسیله خروجی این نظام آموزشی تحقق یابند. نکته دیگر اینکه آموزش و پرورش یک سیستم باز است و با جامعه و محیط در تعامل می باشد.

آموزش وپرورش :

فارغ ازاختلاف نظر میان اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت در خصوص تعریف تعلیم و تربیت، با مسامحه می توانیم بگوییم آموزش و پرورش عبارت است از«فرآیند کمک به جریان رشد انسان» این فرآیند به باور بسیاری ازصاحب نظران علوم تربیتی در طول تاریخ به سه شکل وجود داشته است :

 

1-  رسمی (formal education)

2- غير رسمي - نیمه رسمی (non-formal education)

3- نارسمی (In-formal education)

آموزش و پرورش رسمی : (Formal education)

آموزش سلسله مراتبي و سازمان يافته است كه از مدرسه تا دانشگاه ادامه پيدا مي كند. (تعريف فيليپ كومز)

ویژگی های آموزش و پرورش رسمي :

  1. 1.      شکل متداول آن آموزش مدرسه ای است.
  2. 2.      اهداف کوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت آن پیشاپیش بر اساس جهان بینی و انتظارات جامعه تعیین می شود.
  3. 3.      تحصیلات به سطوح مختلفی تقسیم می گردد.
  4. 4.      زمان شروع و پایان دوره آموزش و نیز مدت آموزش از قبل مشخص می شود.
  5. 5.      در هر گروه سنی تقریبا افراد همگونی به تحصیل اشتغال دارند.
  6. 6.      محتوی برنامه در قالب موضوعات درسی معین ارائه می شود.
  7. 7.      مسولیت تدریس به مربیان، معلمان، دبیران و استادانی که دارای مهارت های حرفه ای و صلاحیت های ویژه ای می باشند واگذار شده است.
  8. 8.      دانش آموختگان بویژه در سطوح متوسط و عالی گواهینامه خود را بر مبنای ارزشیابی و امتحانات دریافت می کنند.
  9. 9.      مدیریت و برنامه ریزی این نوع آموزش ها عمدتا به عهده دولت و نهادهای دولتی می باشد.

 برخي نظام ها آموزشي كاملا متمركز هستند و تمام برنامه ريزي ها توسط دولت انجام مي گيرد و بعضي هم نيمه متمركز هستند، يعني اهداف و رويكردها توسط دولت ها تدوين شده اما دولت در جزييات و تدوين متون دخالت زيادي ندارد و مدارس و مناطق و استان ها اختياراتي در اين زمينه دارند. و با وقوع جهاني شدن و هجمه اي كه ايجاد كرده است نسبت به فرهنگ هاي مختلف، بسياري از نظام هاي آموزشي كه به سمت عدم تمركز پيش رفته بودند به سمت تمركز بيشتر روي آورده اند تا در برابر اين هجمه ها بتوانند از نظام خود محافظت كنند. و بتوانند فرهنگ و آداب و رسوم خود را حفظ كنند.

آموزش و پرورشغير رسمی(نيمه رسمي) :  ( education Formalـ non )

به هر نوع فعالیت آموزشی و كارآموزي اطلاق مي شود که سازمان یافته است و در بیرون از سازمان آموزش و پرورش و نظام آموزشی رسمی اتفاق می افتد. شباهتش با آموزش و پرورش رسمي اين است كه هردو سازمان يافته هستند و بر اهداف خاصي متمر كز هستند اما تفاوتشان اين است كه اولي درون نظام آموزش و پرورش مصطلح اتفاق مي افتد اما دومي بيرون آن است. دوره هاي آموزشي كوتاه مدت در زمينه هاي مختلف عقيدتي سياسي، سواد آموزي، بهداشت، تعاون، كمك هاي اوليه،‌تنظيم خانواده، كسب مهارت هاي فني و حرفه اي و اوقات فراغت تابستان و ....

كومبز هم يك تعريفي دارد : « آموزش غير رسمي هرگونه فعاليت هاي تربيتي نظام مند است كه خارج از چارچوب هاي رسمي آموزش و پرورش صورت مي گيرد، بر اهداف خاصي متمركز است و براي گروه هاي ويژه اي از اجتماع ارائه مي شود.»

شخص ديگري بنام « ...... به علت خرابي صدا نام شخص مشخص نيست  -  اتيلينگ ؟ » آموزش غير رسمي به عنوان يك آموزش ضروري غير نظام مند و غير عمدي تعريف مي شود كه معمولا خارج از نظام آموزشي رسمي صورت مي گيرد و محتواي آن با ويژگي ها و نيازمندي هاي يادگيرندگان مطابق است. پس تفاوت ديگر با نظام رسمي اين است كه در نظام رسمي محتوا از پيش تعيين شده است و لزوما منطبق بر نيازهاي فراگيرا نيست بر عكس نظام غير رسمي.

شخصي بنام « ...... به علت خرابي صدا نام شخص مشخص نيست  -  فوركمپ ؟ » چهار ويژگي را براي اين نظام برشمرده است : اولين ويژگي وابستگي اين آموزش ها به نيازهاي يك گروه خاص است. دوم اينكه به ويژگي هاي فراگيرندگان بستگي دارد و منطبق است. سوم، تمركز آن بر اهداف دقيق تعيين شده است. چهارم اينكه در ساختار و روش انعطاف دارد.

همچنين آموزش و پرورش غير رسمي را شامل اين مراحل دانسته است :

1- نمودي از نوآوري براي حل مسائل مبتلا در يك زمينه خاص است. و زماني ارائه مي شود كه نوآوري، پيشنهاد يا خلاقيتي يا راهكاري براي حل مسئله خاصي داريم مخصوصا در زمينه هايي كه نياز جامعه است و برنامه اي براي آن در آموزش هاي رسمي وجود ندارد.

2- گاهي اوقات اين آموزش هاي غير رسمي بر موضوعات ويژه اي متمركز هستند كه مطابق با خصوصيات و ويژگي ها مخاطبين است.

3- اين آموزش ها انعطاف پذير، فراگير محور و مشاركتي اند.

4- بيش از آنكه نظري باشند عمدتا عملي اند.

5- به دليل استفاده از تسهيلات موجود مقرون به صرفه اند.

6- مادام العمرند و به زمان مشخصي بسنده نمي شود.

7- در برنامه هاي خود مستقل هستند و نياز به كمك خارجي ندارند.

آموزش و پرورش غیر رسمی از لحاظ اهداف، مکان، محتوا و روش آموزش با آموزش رسمی و نیمه رسمی متفاوت می باشد.

مقايسه اين دو نوع آموزش :

- از نظر اهداف، اهداف آموزش رسمي بلند مدت،‌كلي، براي كسب مدرك است اما در غير رسمي كوتاه مدت و جزئي است و مدرك چندان مهم نيست.

- از نظر زمان، در آموزش رسمي زمان تمام وقت، استاندارد، طولاني مدت و از قبل تدارك ديده است، ورودي محور است يعني منطبق بر افرادي است كه در اين دوره ها وارد مي شوند، اما د رنظام غير رسمي پاره وقت است، بازخوردي است، كوتاه مدت و شخصي است، خروجي محور است، يعني نگاه به كارآيي خروجي هاي سازمان است.

- از نظر ساختار، در نظام آموزش و پرورش رسمی ساختار كاملا دستور العمل مدار است، جداي از محيط و غير منعطف است، سلسله مراتبي و متضمن كنترل بيروني است.

- از نظر اداری، در نظام اداری معمولا کاملا متمرکز از بالا به پایین است اما در غیر رسمی غیر متمرکز و از پایین به بالاست.

- از نظر ذی نفع، در آموزش رسمی همه مردم ذی نفع هستند اما در غیر رسمی گروه های خاص با نیاز های ویژه هستند.

- از نظر معلمان، در آموزش رسمی معلمان حرفه ای هستند اما در غیر رسمی غیر حرفه ای هم ممکن است باشند (ممکن است کم سواد از نظر مدرك رسمي، اما بسيار با تجربه باشند)

برخیازویزگیهاینظامآموزشي غير رسمي عبارتنداز :

- اهداف،زمان،مکان،محتوای،ساختار،نظاماداری،ذینفعانمجریانوروشآموزشباآموزشرسمیمتفاوتمیباشد.

- دربسیاریازانواعآموزشغیررسمیاهدافالزاماازپیشتعییننمیشود.

- اعضاي خانواده،‌ افراد جامعه، همگان، مسوولان مراكز فرهنگي، مجامع مذهبي و رسانه هاي گروهي در انتقال اين نوع آموزش ها نقش فراوان دارند. مخصوصا رسانه ها بسيار مهم هستند. مثلا تاثيرات انيميشن «داداش سياه» بسيار بيشتر از آموزش هاي مستقيمي بود كه جريان دادرد.

- وابستگیبهنیازگروههایخاص

- انعطافدرساختاروروشهاهدفمداراستوبرموضوعاتویژهمتمرکزاست.

-  انعطافپذیر)زمانشروعوپایانآموزش،مکان،محتویو..... (.

- فراگیرمحورومشارکتیاست.

- پیشازاینکهنظریباشدعملیاست.

- یادگیریدرقالبایننوعآموزشهامادامالعمراستوبهبرههزمانیخاصیازحیاتآدمیمحدودنمیشود.

- تابعمحدودیتمکانینیست .

- سازماندهیوطراحیمحتویبرنامههابهشیوهایکهدرآموزشهایرسمیونیمهرسمیمطمحنظرنیست.

-  ارزشیابیبهمنظورحصولاطمینانازیادگیریویااعطایگواهینامهمرسومنیست.

- مدیریتوبرنامهریزیدرایننوعآموزشهاعمدتابرعهدهرسانههایهمگانی،مساجد،مجامعمذهبی،مراکزفرهنگی،اتحادیههایصنفیوسازمانهایغیردولتیمیباشد.

آموزش و پرورش غير رسمي : به آموزش هایی اطلاق می شود که بیشتر ناظر بر مهارت آموزی  (training) است.

  1. 1.      طول مدت تحصیل در مقایسه با آموزش رسمی کوتاه تر است.
  2. 2.      محل آموزش می تواند مکانی غیر از مدرسه دبیرستان و یا دانشگاه باشد.
  3. 3.      زمان شروع و پایان دوره انعطاف پذیر است.
  4. 4.      همگون بودن گروه ها از لحاظ سنی از شروط الزامی شرکت کنندگان در دوره های آموزشی نیست.
  5. 5.      آموزش مبتنی بر موضوعات درسی نیست بلکه در اغلب موارد مهارت های خاص محتوای آموزشی را تشکیل می دهد.
  6. 6.      صلاحیت های معلمی به گونه ای که در آموزش های رسمی مورد نظر است در این دوره ها مورد نظر نیست.
  7. 7.      اعطای گواهینامه در همه موارد الزامی نیست.
  8. 8.      مدیریت و برنامه ریزی به علت تنوع این نوع آموزش با بخش دولتی و خصوصی می باشد.

تعریف کاتر: آموزش غیر رسمی هرگونه فعالیت های آموزشی تربیتی نظام مند است که خارج از چارچوب آموزش رسمی صورت می گیرد و متمرکز بر اهداف خاصی است.

 

آموزش و پرورش نارسمي )in-formal education(:

در اين بحث جناب «دكترميرزا محمدي» كتابي دارند با عنوان « نگاهي نو به آموزش بزرگسالان ».

در زبان فارسي به آن آموزش مستمر ضمني (دو نوع آموزش داريم، آشكار و ضمني هم چنين دو نوع توانايي و مهارت داريم آشكار و ضمني) يا آموزش اتفاقي يا تصادفي (ترجمه شده) مي گويند.

تعريف : به هر آنچه که انسان در طول عمر خود به گونه ای سازمان نایافته و نا منظم در زمینه های بینش(نگرش) و دانش و توانایی(مهارت) فرا می گیرد اطلاق می شود. عمدتا از طریق تجربیات شخصی روزمره با توجه به محیط کار و زندگی به دست می آید.

برخي به اين نوع آموزش ها آموزش مادام العمر گفته اند.

برخیازویژگیهایاینآموزشعبارتنداز:

-  ایننوعآموزشازطریقتجربیاتشخصیروزمره،باتوجهبهمحیطیکهفرددرآنرشدمییابدوکاروزندگیمیکند،بهدستمیآید)دكترمشایخ، 1368)

-  گسترهبسیاروسیعدارد. محیطخانه، محیطکارومحیططبیعیکهفرددرآنساعاتفراغتخودرامیگذراند، زمینورزش،وسایلحملونقلواستفادهازوسایلارتباطجمعیمانندتلویزیون،فیلم،مراسمهایملیومذهبی،باشگاه،موزهها،باغوحشها،آکواریمها،مراکزفناوریو ... انجاممیگیرد. )هارجیس-2008) . مثلا با نگاه كردن به زندگي مورچه ها به بسياري از نكات زندگي جمعي پي ببريم.

- درآموزشنارسمیانگیزهیادگیریدرونیاست.

- محتویمتغیروغیرمتوالیاست.

- داوطلبانه است، با اجبار و اكراه سازگار نيست. چون انگيزه آن دروني است.

- يادگيرنده ها از همه سنين هستند.

- پايه يادگيري حس كنجكاوي، علاقه، ادراك، انگيزش و كل نگري است . ( هارجيس - 2008 )

دليل عنوان شدن انواع آموزش ها در اين مبحث اين است كه دليلي ندارد كه همه شما كه در مديريت آموزشي تحصيل مي كنيد در آموزش و پرورش استخدام و مشغول به كار شويد بعضي ها ممكن است در ارگان هاي ديگر به عنوان كارشناس مشغول بكار باشند و قرار است اين آموزش ها را در ديگر مراكز آموزشي بكار گيرند. آموزش رسمي ما از نظر ارائه و محتوي محدوديت هايي دارد و نمي توان به آن اكتفا كرد و از انواع ديگر آموزش كه اهميت بيشتري هم دارند غافل شد.

يك سوال مطرح مي شود كه بايد روي آن فكر كنيد كه چرا يادگيري در نظام رسمي ما سطح پاييني دارد، برعكس آموزش هاي نيمه رسمي و نارسمي؟

در زندگي شاهد هستيم بسياري از افراد كه از نظام آموزش رسمي به دلايلي خارج شده يا اخراج شده اند در حرفه اي ديگر بسيار موفق و شاخص شده اند، همچنين بسياري از يادگيري هاي مفيد و ماندگار در ذهن شما مربوط به غير رسمي هاست، بسياري از كشور ها تجربياتي از اين دست را وارد نظام آموزش رسمي خود كرده اند تا به بازدهي آموزش هاي رسمي بيفازايند و موفق هم بوده اند. اما در مدارس ما اين تجربيات و شيوه هاي آموزش هاي غير رسمي و نارسمي استفاده نمي شود.

- امروزه بسياري از كارشناسان، سياست مداران و مسوولان از كاركرد نظام آموزشي ما نگراني دارند حتي اولياي دانش آموزان و حوزه و .... بسياري به اين نتيجه رسيده اند كه توجه به آموزش هاي نارسمي مي تواند پركننده خلا موجود در نظام رسمي باشد و با اين آموزش ها به جد مي پردازند (به عنوان بخش مهمي از آموزش و فرهنگ). اگر ما مي خواهيم جامعه اي بسازيم كه افراد آن هر زمان و هر كجا آنچه را كه مي خواهند بياموزند، بايد به اين آموزش هاي  عمومي اهميت داد.

- در عصر جديد نظام هاي آموزشي بايد پاسخگوي نيازهاي جديد فراگيران باشند،‌كه مي تواند شامل توانمندي در استفاده از فناوري در يادگيري باشد، تفكر در سطوح مختلف، پذيرش چند فرهنگي و ... باشد. مباحثي مانند تغيير محيط هاي يادگيري، محيط هاي يادگيري مجازي، يادگيري سيار (مرگ مكان)، تغييرات اقتصادي و فرهنگ جهاني، تغيير اقتصاد انرژي محور به دانش محور، ايجاد جامعه دانايي محور، فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات، تغييرات سريع ژئوپوليتيكي و ... باعث شده است كه نظام هاي رسمي آموزشي تغييراتي را در خود بوجود آورند. اما متاسفانه در كشور ما هنوز اتفاق خاصي نيافتاده است. در نظام هاي نوين آموزشي شاهد تغيير محتوي، برنامه ها، روش ها هستيم. با اين توضيحات به اين نتيجه مي رسيم كه بهره گيري از آموزش هاي نارسمي اهميت بسياري مي يابند.

-  هر فرد معمولا در محدوده زماني مشخصي مي تواند تحت آموزش رسمي قرار گيرد، در حاليكه نيازهاي آموزشي يك جامعه محدود نيست و آموزش هاي نظام رسمي هم به هيچ عنوان نمي تواند تمام و كمال باشد و با سرعت تغييرات امروز در جامعه بشري، افراد بشر با نيازهاي جديد و متنوعي روبرو هستند كه به سرعت هم در حال تغيير است، پس به آموزش هايي نياز داريم كه همگام با زمان بتواند همه آحاد جامعه را تحت پوشش آموزش هاي خود قرار دهد و متناسب با شرايط و نيازهاي جامعه بتواند آموزش هاي لازم را ارائه دهد.

-  علي رغم تمام تلاشي كه نظام هاي آموزش رسمي در دنيا انجام داده اند تا به روز باشند اما همه اذعان دارند كه نظام آموزش رسمي نمي تواند بي نياز از آموزش هاي نارسمي باشد.

- نظام آموزشي رسمي ناگزير از بعضي از محدوديت هاست و يكي از آنها انباشتن اطلاعاتي است كه به عنوان متون و سرفصل هاي آموزش بايد به فراگيران ارائه كند تا بتوانند به مدارج بالاتر علمي دست پيدا كنند، و ناگزير بسياري از آموزش هاي رسمي جنبه عملي نخواهند يافت.

- در مجموعه افراد يك جامعه طيف هاي متنوعي از لحاظ قوميت، مذهب، زبان، فرهنگ، محيط زندگي و غيره وجود دارند كه تفاوت هاي جدي دارند و آموزش رسمي ما نتوانسته به اين تفاوت ها پاسخ بدهد و ناگزير به آموزش هاي نارسمي هستيم.

خلاصه بحث :

سه بخش نظام آموزشي ما شامل نظام آموزش رسمي، آموزش غير رسمي و آموزش نارسمي مي باشد.

نظام آموزش رسمي نظام مند (سازمان يافته) است و در نظام آموزشي رسمي (مثل مدارس) ارائه مي شود.

نظام آموزش غير رسمي نيز نظام مند است اما در مراكز رسمي (مدراس و دانشگاه ها) ارائه نمي شود.

نظام آموزش نارسمي نظام مند نيست و كاملا ضمني است و اتفاقي يا تصادفي. يعني شما گاهي بدون قصد قبلي در معرض يادگيري قرار مي گيريد. مثلا ماشين شما خراب شده است و ضمن اينكه تعمير كار روي ماشين شما كار ميكند با شما در مورد آن هم صحبت مي كند و شما مطالبي را در مورد عيوب فني ياد مي گيريد. يا در اتوبوس و مترو كنار يك متخصص هستيد و از تجارب و دانش او بهره مند مي شويد و ....

سوال : تفاوت و شباهت بين نظام آموزشي نيمه رسمي و نارسمي چيست؟

تفاوت : آموزش غير رسمي نظام مند و سازمان يافته است اما آموزش نارسمي نظام مند نيست يعني اتفاقي و ضمني است.

شباهت : هردو نوع آموزش خارج از مراكز رسمي آموزش (مانند مدرسه) صورت مي گيرند.

سوال : انجمن اوليا و مربيان جزء كدام نوع از آموزش است؟

درست است كه اين نوع آموزش در مراكز رسمي آموزشي و در قالب برنامه هاي نظام رسمي ارائه مي شود اما بدليل تفاوت بين فراگيران از نظر سن، سواد و دانش و و شرايط زمان و مكان و ... منجر به آموزش غير رسمي مي شود.